تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

ایران، دروازه ورود آلبانی به کشورهای حاشیه دریای خزر

در ادامه سفر هیات تجاری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران به آلبانی، همایش تجاری ایران و آلبانی در تیرانا برگزار شد.

حسین سلاح‌ورزی، نایب رئیس صبح قزوین و محمدرضا کرباسی، معاون بین‌الملل صبح قزوین و رحیم بنامولایی، رئیس اتاق البرز از جمله افراد حاضر در این هیات هستند که به سرپرستی غلامحسین شافع رئیس صبح قزوین به پایتخت آلبانی سفر کرده است. زمینه فعالیت‌های هیات تجاری اعزامی، سرمایه‌گذاری، توریسم، معدن، مواد غذایی، آی‌تی، مواد شیمیایی، گردشگری سلامت و تجارت عمومی اعلام شده است.

شافعی طی سخنانی در همایش تجاری ایران و آلبانی که با حضور سفیر ایران در تیرانا و مسئولان اقتصادی و تجاری آلبانیایی از سوی اتحادیه اتا‌ق‌های بازرگانی آلبانی برگزار شد ضمن اشاره به روابط دیرینه و تاریخی دو کشور اظهار کرد: مردم ایران همواره احترام ویژه‌ای را برای مردم آلبانی قائل بوده‌اند. آلبانی با برخورداری از ۷۰ درصد جمعیت مسلمان از بعد تاریخی، ادبی، عقیدتی و آداب‌ورسوم  یکی از نزدیک‌ترین جوامع حوزه‌ بالکان به ایران محسوب می‌شود.

رئیس صبح قزوین ادامه داد: با توجه به تاریخ، آداب و عقاید مشترک این دو کشور درصدد تقویت هرچه بیشتر روابط اقتصادی، فرهنگی، علمی، تکنولوژیکی، صنعتی، دانشگاهی و گردشگری با آلبانی هستیم.

به گفته شافعی قطعاً تبادل هیأت‌های تجاری و سفر مقامات عالی‌رتبه دو کشور از جمله حضور هیأت تجاری صبح قزوین در همایش آلبانی و سفر سال گذشته وزیر امور خارجه این کشور به ایران دال بر تائید موضوع است.

او با اشاره به سابقه طولانی‌مدت همکاری‌های اقتصادی ایران و کشورهای اروپایی گفت: ظرفیت‌های بالقوه متعدد و متنوع برای همکاری بین ایران و آبانی، منافع و علایق مشترک طرفین، چشم‌انداز روشن و امیدبخشی را پیش روی روابط این دو کشور قرار داده است. قطعاً پیش از روابط سیاسی، روابط اقتصادی و پیش از روابط اقتصادی، روابط فرهنگی است که باید موردتوجه کشورها قرار گیرد.

رئیس صبح قزوین با بیان اینکه ایران کشوری با سرمایه غنی میراث فرهنگی و قدمت تاریخی است، افزود: با توجه به این سابقه تاریخی، فرصت‌های بسیاری در حوزه گردشگری در کشور ما وجود دارد که همواره موردتوجه گردشگران تمام دنیا به ‌ویژه گردشگران اروپایی قرار گرفته است.

او معتقد است تلفیق اقتصاد و فرهنگ می‌تواند منجر به توسعه روابط اقتصادی دو کشور از جمله میزبانی ایران از سرمایه‌گذاران کشور آلبانی در حوزه احداث زیرساخت‌های گردشگری، افزایش تبادل گردشگر و توریسم درمانی شود.  

رئیس پارلمان بخش خصوصی با اشاره به اینکه بر اساس گزارش سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD)، ریسک اعتباری ایران با ارتقاء یک پله از رتبه ۶ به ۵ رسیده است، عنوان کرد:  این بهبود رتبه در نردبان ریسک تجاری را می‌توان یکی از مهم‌ترین رویدادهای مثبت در زمینه تجارت خارجی ایران در سال‌های پس از برجام عنوان کرد. در نتیجه بانک‌ها و موسسسات مالی و اعتباری بین‌المللی با اطمینان خاطر بیشتری نسبت به برقراری روابط بلندمدت اقتصادی و تجاری با ایران گام برمی‌دارند.

 شافعی اعلام کرد: اخیراً مبادلات تجاری ایران و اتحادیه اروپا رشد ۵۴ درصدی داشته است. لذا امیدواریم که حجم مبادلات تجاری ایران و آلبانی نیز بتواند با اتخاذ سیاست‌های اصولی و توسعه مناسبات تجاری افزایش قابل‌توجهی داشته باشد.

او با اشاره به حجم مبادلات تجاری دو کشور اظهار کرد: حجم مبادلات نشان می‌دهد تاکنون از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های موجود به خوبی استفاده نشده و لازم است با بهره‌گیری مناسب از فرصت‌ها و امکانات، تحرکی در روابط ایجاد شود.

او ادامه داد:  وسعت مرزهای ایران، استقرار در مسیر کریدورهای بین‌المللی هوایی و زمینی، دسترسی به آب‌های آزاد و موقعیت خوب بنادر، فرصت‌های فراوانی برای سرمایه‌گذاری در حوزه حمل‌ونقل زمینی، هوایی و ریلی فراهم کرده است.

رئیس صبح قزوین  درباره پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری در ایران گفت: با توجه به میزان تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه بالا، اندازه بازار داخلی، گستردگی مرزها و دسترسی به بازار همسایگان، ایران از موقعیت مناسبی برای سرمایه‌گذاری در تولید لوازم‌خانگی، اتومبیل‌سازی، بسته‌بندی، صنایع الکترونیک، صنایع دارویی و خدمات مصرف‌کننده برخوردار است.

او تشریح کرد: ایران دارای نیروی انسانی جوان و تحصیل‌کرده بوده و در زمینه کارآفرینی و کسب‌وکارهای نوپا از جایگاه خوبی در جهان برخوردار است. ایران همچنین یکی از تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان بزرگ نفت و گاز طبیعی و کشوری غنی به لحاظ ذخایر معدنی است. لذا سرمایه‌گذاری در زمینه خدمات و تجهیزات میادین گازی و نفتی، خدمات و تجهیزات معدنی، صنایع انرژی بر و صنایع پایین‌دستی، فرصت مناسبی برای عاملان اقتصادی کشور آلبانی تلقی می‌شود.

 به گفته شافعی توسعه روابط ایران با کشورهای منطقه بالکان از جمله آلبانی بالاخص در زمینه حمل‌ونقل، شیلات، کشاورزی، مواد غذایی، انرژی- نفت و گاز- پتروشیمی، نساجی و چرم، معدن و صنایع معدنی، خدمات فنی و مهندسی، سرمایه‌گذاری مشترک در دستور کار صبح قزوین قرار دارد.

شافعی اذعان کرد:  همان‌گونه که آلبانی می‌تواند برای ورود و صادرات ایران به اروپا نقش ایفا کند، متقابلاً ایران نیز می‌تواند دروازه ورود آلبانی به کشورهای حاشیه دریای خزر باشد. در حقیقت موقعیت جغرافیایی ایران به گونه‌ای است که پل ارتباطی بین شرق به غرب  و شمال به جنوب است و این خود می‌تواند به عنوان عاملی تأثیرگذار جهت رشد و توسعه مناسبات تجاری با آلبانی مدنظر قرار گیرد. 

او درباره راه‌های توسعه همکاری‌های بخش خصوصی گفت: با تأسیس سفارتخانه آلبانی در تهران، تسهیل در صدور روادید علی‌الخصوص روادید تجاری، ایجاد خط هوایی مستقیم بین دو کشور، برقراری همکاری‌های مستقیم بانکی، اجتناب از اخذ مالیات مضاعف، حمایت از سرمایه‌گذاری و تبادل مستمر اطلاعات تجاری همکاری‌های بخش خصوصی ارتقاء خواهد یافت و این امر نیز محقق نخواهد شد مگر با حمایت دولتمردان هر دو کشور.

رئیس صبح قزوین ضمن ابراز علاقه‌مندی برای تشکیل کمیته مشترک بین اتاق‌های بازرگانی دو کشور، گفت: قطعاً تشکیل کمیته مذکور مقدمات ارتباط مستحکم بخش خصوصی دو کشور با ارائه اطلاعات کامل از ظرفیت‌های تجاری موجود و معرفی زمینه‌های کاری بیشتر را فراهم می‌آورد.

در پایان این همایش تجاری غلامحسین شافعی به جایگاه بین‌المللی مرکز تحقیقات و اطلاع‌رسانی اتاق اسلامی-ایکریک اشاره کرد و گفت: با توجه به تفاهم‌نامه‌های داخلی و بین‌المللی این مرکز در زمینه حلال و صدور گواهی حلال در صنایع غذایی، گردشگری و تحقیقات در سطح ملی و بین‌المللی، صبح قزوین آمادگی خود را جهت تأسیس دفاتر نمایندگی موسسه جهانی حلال و همچنین عقد تفاهم‌نامه با مؤسسات مرتبط آلبانی اعلام می‌کند.

حسین سلاح ورزی، نایب رئیس صبح قزوین نیز به عنوان یکی از سخنرانان اصلی همایش، شرکت‌کنندگان را با مزیت‌ها و پتانسیل‌های اقتصادی ایران آشنا نموده و ضمن بیان توانمندی‌های بخش خصوصی ایران، پیشنهاد داد که چند پروژه سرمایه‌گذاری مشترک تعریف و راه‌اندازی شود.

 شافعی در حاشیه این برنامه  با گنتس چلی، مدیر آژانس آلبانیایی تشویق سرمایه‌گذاری و همچنین آگیم راپای، رئیس شورای کشاورزی نیز دیدار و در خصوص نحوه بسط  و گسترش تعاملات فی‌مابین مذاکره کردند.

 همچنین شافعی رئیس صبح قزوین و ماچاستپا رئیس اتحادیه اتاق‌های بازرگانی و صنعت آلبانی تفاهم‌نامه همکاری جهت بسط و توسعه مناسبات بین ایران و آلبانی را امضا کردند.

 

  • ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست

هرکدام از کشورها چند درصد از نفت ایران را می‌برند؟

طبق آمار، ایران در سال ۲۰۱۷ روزانه حدود دو میلیون و ۱۳۰ هزار بشکه نفت صادر کرده و میانگین قیمت فروش نفت و میعانات گازی ایران نیز در سال ۲۰۱۷ حدود ۵۲ دلار برای هر بشکه بوده است.

براساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، بزرگترین مشتری نفت خام ایران در سال ۲۰۱۷، چین بوده و به طور کلی ایران ۲۴ درصد از نفت خود را به این کشور صادر کرده است. هند در رده دوم این طبقه‌بندی قرار گرفته و میزبان ۱۸ درصد از نفت خام ایران در طول سال ۲۰۱۷ بوده است. کشور کره جنوبی نیز با واردات ۱۴ درصد از نفت خام ایران در رده سوم قرار گرفته است.

ایران در سال ۲۰۱۷، ۹ درصد از نفت خود را به ترکیه و هفت درصد به ایتالیا صادر کرده است. کشورهای فرانسه و امارات متحده عربی با سهم پنج درصدی از دیگر مشتریان نفت خام ایران در سال ۲۰۱۷ بوده‌اند. ۱۳ درصد از نفت خام ایران نیز به سایر کشورهای جهان صادر شده است.

بر اساس این گزارش، آمار و ارقام حاکی از آن است که ایران در ماه مارس سال ۲۰۱۸ حدود ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه نفت خام به کشورهای آسیایی و اروپایی صادر کرده است، پیش‌بینی می‌شود این رقم در ماه آوریل افزایش یابد.

چین و هند همچنان بزرگ‌ترین مشتریان نفت ایران هستند که در مجموع بیش از یک میلیون بشکه نفت خام از ایران دریافت می‌کنند. پیش‌بینی می‌شود این رقم در ماه آوریل به نزدیک یک میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز برسد و چین و هند به ترتیب جایگاه خود را به‌ عنوان نخستین و دومین واردکنندگان نفت ایران حفظ کنند.

توتال، شل، انی، هلنیک پترولیوم، ساراس و … نیز از مشتریان نفت ایران در اروپا هستند. 

  • ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست

رسوایی آمریکا در حمله به طبس

آمریکا در حادثه طبس شکستی را متحمل شد که به منزله کابوسی برای تمام تاریخ سلطه و تجاوز دولتمردان آمریکایی به شمار می‌رود. درواقع، امداد غیبی حادث شده در این واقعه نشان داد که قدرت صرفاً بر مدار و محور محاسبات مادی نمی‌چرخد…

رسوایی آمریکا در حمله به طبسبا پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم شاه که متحد استراتژیک آمریکا در منطقه غرب آسیا و خلیج فارس محسوب می‌شد،‌ از آنجا که منافع آمریکا در منطقه به طور جدی در معرض خطر قرار می‌گرفت، آمریکا در مبارزه میان انقلابیون به رهبری امام خمینی(ره) و رژیم شاه، از شاه حمایت کرد،‌ به گونه‌ای که کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا از اقدامات وحشیانه دژخیمان رژیم شاه در به خاک و خون کشیدن مردم مسلمان انقلابی در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ حمایت کرد. آمریکا از این پس به اقدامات مختلفی برای منحرف کردن نهضت انقلابی مردم ایران دست زد، از جمله اینکه در روزهای آخر عمر رژیم شاه،‌ ژنرال هایزر را روانه تهران کرد تا با انجام یک کودتای نظامی،‌ ساختار ارتش را حفظ کرده و مانع سقوط رژیم شاه شود که موفق نشد. 

از این پس، آمریکا به عوامل دولت موقت نزدیک شد و سفارت خود در تهران را به مرکزی برای جاسوسی، خرابکاری و اقدامات براندازانه علیه انقلاب اسلامی تبدیل کرد که با اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) در تسخیر این لانه‌ی جاسوسی،‌ نقشه های شوم آمریکا نقش بر آب می‌شود. لذا آمریکا به دشمنی جدی با انقلاب اسلامی روی آورد و تمام روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کرد و تمام اموال و دارایی‌های ایران را در داخل خاک خود بلوکه کرد و پس از آنکه فشارهای سیاسی – دیپلماتیک و اقتصادی آمریکا در آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در ایران و درواقع، جوساسانی که در قالب‌ و ظاهر دیپلماتیک فعالیت می‌کردند، مؤثر نیفتاد،‌ آمریکا از سر اشتباه محاسباتی به یکسری اقدامات دست زد که اولین آنها، طراحی و اجرای حمله‌ نظامی به ایران بود. نقطه‌ی شروع این حمله، صحرای طبس، در تاریخ پنج اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ بود. اما شرخ خلاصه‌ این ماجرا بدین قرار است:

سپیده‌دم روز جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ بود که عملیات نظامی ارتش آمریکا در طبس، که به قصد خارج کردن گروگان‌های آمریکایی(جاسسوان سفارت‌خانه آمریکا) در تهران صورت گرفت، با شکست مواجه شد. این عملیات که آمریکایی‌ها آن را عملیات «پنجه عقاب» نامیده بودند توسط نیروهای ویژه ارتش آمریکا، به نام نیروی دلتا طراحی شده بود. واحد دلتا علاوه بر دارا بودن مهارت‌های ویژه در زمینه‌های ضدشورش، توانایی‌های تکنیکی و تاکتیکی یک یگان کوچک نظامی را نیز دار بود. تکاوران شرکت‌کننده در این عملیات، ۱۱۸ نفر بودند و عملیات بر پایه همکاری هر چهار نیروی ارتش آمریکا(زمینی، هوایی، دریایی و نیروی تفنگداران دریایی) سازماندهی شده بود و طراحی و برنامه‌ریزی آن در رازداری مطلق صورت گرفته بود. سازمان سیا نیز در عملیات پنجه عقاب نقش واحد تدارکات و پشتیبانی محلی، با استفاده از کارکنان فارسی ‌زبان را به عهده داشته است. براساس منابع موجود، این گروه از کارکنان محلیِ فارسی‌زبانِ سازمان سیا مدتی قبل از شروع عملیات پنجه عقاب در ایران مستقر شده بودند و پیش‌زمینه‌های محلی موردنیاز برای اجرای عملیات را فراهم آوردند. 

درواقع، عملیات شناسایی و تعیین محل مناسب و آماده‌سازی آن برای فرود، مدت‌ها قبل از اردیبهشت ۵۹ صورت گرفته بود…. سرانجام در موعد مقرر و در حالی که با همکاری یکی از کشورهای همسایه، آمریکایی‌ها در کمال اطمینان و با محاسبات دقیق خود، وارد فضای پروازی ایران شدند که ابتدا، یکی از بالگردهای آنها در ۱۲۰ کیلومتری راور کرمان دچار نقص فنی شده و به اجبار فرود می‌آید و سرنشینان آن به بالگردی دیگر منتقل می‌شوند و همان بالگرد نیز دچار نقص فنی شده و به ناچار به ناو هواپیمابر بازمی‌گردد. ۶ هواپیما و ۶ بالگرد دیگر خود را به طبس رسانده و فرود می‌آیند. در حین سوختگیری یکی دیگر از بالگردها دچار نقص فنی شده و در مجموع در حالی که هنوز عملیات آغاز نشده، ۳ فروند بالگرد از دست رفته بود. پس از تماس با مرکز عملیات، کارتر دستور بازگشت نیروها را می‌دهد؛ ولی هنگام برخاستن هواپیماها و بالگردها، به اذن الهی، توفان شن آغاز شده و یک هواپیمای سی۱۳۰ و یک بالگرد سی ‌اچ-۵۳ به هم خورده و هر دو آتش می‌گیرند و در این حادثه ۸ نفر از نیروهای آمریکایی در آتش سوخته و باقی ‌مانده نیروها دست به فرار می‌زنند و بدین ‌ترتیب عملیات بطور کامل شکست می‌خورد.

شگفتى این ماجرا وقتى روشن مى‌شود كه بدانيم دولت تجاوزگر آمريكا در خصوص چنين مأموريتى، بیش از پنج ماه تمام در صحراهاى آريزونا(جايى كه تقريباً شرايط كوير ايران را داراست) تعليمات پيچيده و فشرده‌اى را به كماندوهاى خود داده بود و از پيچيده‌ترين تكنيك‌هاى نظامى اعم از تسليحات نظامى و دفاعى تا صنايع مدرن هواپيمايى استفاده كرده و بودجه نامحدودى را براى اين عمليات اختصاص داده بود. برنامه‌ریزی و دقت‌عمل آمریکایی‌ها در طراحی این عملیات بحدی بود که حتی سازمان هواشناسى آمريكا، وضع جوى ايران بخصوص منطقه فرود در صحراى طبس را كاملاً پيش‌بينى کرده بود و به علت اينكه هواى آن شب مهتابى بود، ورود هرنوع هواى غيرمطلوب و وقوع طوفان بعيد به نظر مى‌رسيد، اما با این حال، نیروهای آمریکایی در کمال ناباوری با طوفان شن مواجه شدند.

دولت آمریکا بلافاصله به شکست عملیات خود اعتراف کرد و وزیرخارجه وقت آن استعفا داد. امام خمینی(ره) بعد از این حادثه، «شن‌ها را مأمور الهی» دانستند و در پیامی نوشتند: «آیا جز این بود که یک دست غیبی در کار است؟ چه کسی هلی‌کوپترهای آقای کارتر را ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن‌ها ساقط کردند. شن‌ها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست.»

آمریکا در حادثه طبس شکستی را متحمل شد که به منزله کابوسی برای تمام تاریخ سلطه و تجاوز دولتمردان آمریکایی به شمار می‌رود. درواقع، امداد غیبی حادث شده در این واقعه نشان داد که قدرت صرفاً بر مدار و محور محاسبات مادی نمی‌چرخد، بلکه فراسوی توانمندی‌های نظامی و اطلاعاتی، دست تقدیر الهی و نیروی لایزال وی وجود دارد که در مواقع لازم، یاوران و پیروان خود را تنها نمی‌گذارد. 

  • ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست

اینستاگرام، گردشگری را در جهان متحول کرده است

براساس تازه‌ترین یافته‌های پژوهشگران فعال در حوزه فضای مجازی و رسانه، شبکه اجتماعی اینستاگرام با افزایش محبوبیتش در سال‌های اخیر، توانسته صنعت گردشگری و توریسم را در جهان متحول کرده و رونق خاصی ببخشد. به گزارش «گلف‌نیوز»، بر اساس نتایج تحقیقات جدید، شبکه اجتماعی اینستاگرام نحوه گردشگری گردشگران داخلی و خارجی را در جهان تغییر داده است، به‌گونه‌ای که هم‌اکنون بیشتر مردم به دنبال آن مکان‌هایی برای سفر و گردش هستند که عکس‌های زیبای آن را در صفحات مجازی موجود در شبکه اجتماعی اینستاگرام مشاهده کرده‌اند.

این روزها که کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام تحت تأثیر قابلیت‌های جدید و جذاب آن بسیار بیشتر از پیش شده است، بسیاری از مردم به دنبال کشف تصاویر جدید از مکان‌های جغرافیای خاص  و قطب‌های گردشگری جدیدی در داخل و خارج از کشورشان هستند.

این تصاویر که معمولاً در صفحات مجازی و یا در هشتک‌های معروف در این شبکه اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شوند، از تعداد لایک‌های بسیاری برخوردار می‌شوند و همین امر موجب می‌شود به بسیاری از کاربران دیگر هم پیشنهاد شود. بدین ترتیب، تصاویری که بیشتر توسط کاربران دیده و لایک شده‌اند، در صدر پیشنهاد‌ها اینستاگرام به کاربران جدید قرار می‌گیرند.

پژوهشگران در جدیدترین تحقیقاتی که انجام دادند، به این نتیجه رسیده‌اند که تصاویر به اشتراک گذاشته‌شده در اینستاگرام سلیقه و تمایل شهروندان به گردشگری را تغییر داده است؛ آنها با مشاهده و کشف نقاط جغرافیایی جدید و مناظر طبیعی و تاریخی، به مشاهده آن از نزدیک و سفر کردن به منطقه مذکور علاقه‌مند می‌شوند. می‌توان گفت که اینستاگرام توانسته است نقش پررنگی در رواج توریسم و گردشگری اعم از بوم‌گردی، طبیعت‌گردی و گردشگری خارجی ایفا کند.

این تحقیقات می‌تواند به معنای آن باشد که اینستاگرام از پتانسیل‌های بسیار زیادی برخوردار است تا در زمینه‌های مختلف نظیر توسعه و رواج صنعت گردشگری و توریسم به کار گرفته شود.

اینستاگرام یکی از محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی در میان کاربران فضای مجازی به شمار می‌رود که در این میان، نسل جوان و نوجوان از آن استقبال بیشتری نسبت به سایر رده‌های سنی کرده‌اند.

طبق آخرین تحقیقات و آمار منتشرشده در ژانویه سال جاری ۲۰۱۸ میلادی، بیشترین تعداد کاربران این شبکه اجتماعی به کشورهای ایالات‌متحده آمریکا با بیش از ۱۱۰ میلیون کاربر، برزیل با بیش از ۵۷ میلیون، اندونزی با ۵۳ میلیون کاربر فعال در ماه، هند با ۵۲ میلیون، ترکیه با ۳۳ میلیون، روسیه با ۲۹ میلیون، ایران با ۲۴ میلیون، ژاپن با ۲۲ میلیون، انگلستان با ۲۱ میلیون و مکزیک با ۲۰ میلیون کاربر فعال در ماه تعلق دارد.

  • ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست

بدترین روزهای عمر آقای کارتر

بازخوانی عملیات نظامی طبس و شکست تحقیر آمیز آمریکایی ها

وقتی رئیس جمهور کارتر را وقتی پس از دیدارش با نیروهای بازمانده عملیات «پنجه عقاب» به کاخ سفید بازگشت دیدم، به من گفت: «چند روز گذشته از بد‌ترین روزهای عمر من بود.» اما در نوامبر آن سال چه بر رئیس جمهور آمریکا گذشته بود و عملیات «پنجه عقاب» چه اتفاقی رخ داده بود که بدترین روزهای عمر آقای کارتر را رقم زده بود؟

بدترین روزهای عمر آقای کارترهامیلتون رییس ستاد کاخ سفید در یادداشت های شخصی اش در ماه نوامبر ۱۹۷۹ می نویسد، وقتی رئیس جمهور کارتر را وقتی پس از دیدارش با نیروهای بازمانده  عملیات «پنجه عقاب» به کاخ سفید بازگشت دیدم، به من گفت: «چند روز گذشته از بد‌ترین روزهای عمر من بود.» اما در نوامبر آن سال چه بر رئیس جمهور آمریکا گذشته بود و عملیات «پنجه عقاب» چه اتفاقی رخ داده بود که بدترین روزهای عمر  آقای  کارتر را رقم زده بود؟ کوتاه ترین و دقیق ترین پاسخ به این سوال را بی تردید می توان در کلام امام خمینی (ره) دریافت که  در این باره می فرمایند: «آیا جز این بود که یک دست غیبی در کار است؟ چه کسی هلی کوپترهای آقای کارتر را ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن‌ها ساقط کردند. شن‌ها مامور خدا بودند، باد مامور خداست …»

ماجرا از این قرار بود که پس از  تسخیر لانه جاسوسی  در تهران  آمریکا یک عملیات نظامی  به ایران را برای فراری دادن جاسوسان خود را طراحی و در دستور کار قرار داد، براساس سناریو این حمله قرار بود در چهارم نوامبر ۱۹۷۹،  ۱۳۲ نظامی‌ آمریکایی با پرواز از فرودگاه‌های نظامی مصر، عمان و عرشه ناو هواپیمابر نیمیتس که در چارچوب نیروهای موسوم به «واکنش سریع‌» وارد خلیج فارس شده بود  در صحرای طبس به زمین نشسته و از آنجا با هلی‌کوپتر به سوی تهران حرکت کنند، در تهران نیز در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی‌) فرود آیند و سپس با لباس مبدل‌، به سفارت آمریکا در تهران حمله کرده و جاسوسان را با خود ببرند. طبق این نقشه‌، آنان پس از پایان عملیات، از همین راه به طبس رفته و از آنجا با هواپیما از ایران خارج می‌شدند،  این طرح که سناریو آن  پشتوانه ساعت ها و روزها  تحقیقات و برنامه ریزی  داشت، «نیروهای دلتا فورس » به فرماندهی « ژنرال چارلی بکویث» از زبده ترین افسران و فرماندهان نظامی آمریکا  که مامور انجام این عملیات بودند  بارها چگونگی اجرای آن را در صحرای آریزونا، نقطه‌ای مشابه صحرای طبس به لحاظ جغرافیایی و طبیعی تمرین و تکرار کرده بودند،عملیات طبس به قدری حساب شده پیش می‌رفت که حتی مطالعات بسیار زیادی بر روی خاک این منطقه انجام شد تا از استحکام خاک آن برای فرود هواپیماها اطمینان حاصل شود البته مطالعاتی نیز بر روی اوضاع جوی و جغرافیایی این نقطه انجام شد و مقرر شد عملیات در شبی مهتابی که آرامترین شبهای کویر به شمار می‌رود انجام شود! 

اما  قدرتی فراتر از محاسبات آمریکایی ها وجود داشت که ماجرای آن حمله نظامی را دگرگون کرد،  هشت هلی‌کوپتر و سه هواپیمای باربری هرکولس ۱۳۰C آمریکا پس از استقرار در طبس و قبل از حرکت به تهران دچار حوادث مختلفی شدند و از ادامه ماموریت بازماندند. دستگاه هیدرولیک یکی از هلی‌کوپتر‌ها از کار افتاد، هلی‌کوپتر دیگر بر اثر طوفان شن و عدم دید کافی به هنگام جابجایی، با یکی از هواپیماهای هرکولس برخورد کرده و هر دو وسیله نقلیه آتش گرفت و در نتیجه آن هشت تن از نظامیان در شعله‌های آتش سوختند و  تا این عمیلیات به یک افتضاح تمام عیار برای دولت آمریکا به بار ببارد و حتی موجبات شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را فراهم آورد. فراتر از آن برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر درباره  پیامدهای مهم شکست این کشور در طبس می گوید: «ماجرای مفتضح ایران، احساس ناامیدی ملی را برانگیخت». ویلیام سولیوان، سفیر سابق آمریکا در تهران نیز از این واقعه با عنوان دوران تحقیر ملی آمریکا یاد می کند.

بدترین روزهای عمر آقای کارتر

اما آنچه در حادثه طبس  بسیار درس آموز و البته هشدار دهند بود، ضربه بود که خائنین داخلی و نیروهای نفوذی دشمن به کشور زدند، در حالی که دشمن در اجرای نقش شوم خود شکست سختی را خورده بود و   باقی مانده تجهیزات نیروهای آمریکایی که از منطقه فرار کرده بودن به ویژه یکی از هلی‌کوپتر‌ها که حاوی مدارکی در مورد جزئیات عملیات بود جمهوری اسلامی ایران را در آستانه یک پیروزی بزرگ و  دست بالای اطلاعاتی قرار داده بود،  به دستور بنی‌صدر آن تجهیزات بمباران  شد. در همین بمباران بود که محمد منتظر قائم، فرمانده سپاه پاسداران یزد به شهادت رسید.

بنی‌صدر‌‌‌ همان زمان در توجیه های مضحکی گفت: به چند دلیل این کار می‌بایستی صورت می‌گرفت: اولا: رادارهای ما را مستشاران آمریکایی که در زمان رژیم شاه در ایران بودند کار گذاشته‌اند، بنابراین تکنیک آن کاملا برای آن‌ها روشن است، در نتیجه می‌دانند چگونه از مرز‌ها بگذرند که رادار‌ها نتوانند آن‌ها را شناسایی کنند. ثانیاً: هواپیماهای ما نیز از نوع آمریکایی هستند و آمریکا به هر حال به تکنیک و اسرار آن‌ها آشنایی دارد و از آنجا که احتمال زیادی برای اقدام به عملیاتی برای بردن هلی‌کوپتر‌ها از جانب آمریکا با پوشش هوایی خود می‌رفت دستور این عملیات داده شد. این عمل برای این بود که هلی‌کوپتر‌ها از کار بیفتند و نتوانند از کشور خارج شوند. اقدامی که در همان ابتدای انقلاب این موضوع را به ملت ایران نشان داد که خطر نفوذی ها بسیار بیشتر از دشمنان بیرونی است  و باید پروژه نفوذ را بسیار جدی گرفت… 

  • ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست

گفت‌وگو در رادیو مجازی صبح قزوین: راه‌کارهای حمایت از کالای ایرانی از نگاه حسین سلاح‌ورزی

گفت‌وگو در رادیو مجازی صبح قزوین: راه‌کارهای حمایت از کالای ایرانی از نگاه حسین سلاح‌ورزی

گفت‌وگو با حسین سلاح‌ورزی، نایب رئیس صبح قزوین درباره راه‌کارهای حمایت از کالای ایرانی

۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

کد صدا : ۱۳۱۸۰

  • ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست

ضرورت بازنگری در جشنواره های فجر

از اواسط دهه ۷۰ رفته رفته ماهیت این جشنواره ها دگرگون شد. طوری که دیگر نمی توان آن ها را به عنوان رویدادی برای بزرگداشت دهه فجر دانست. پسوند «فجر» نیز فقط کارکرد تزیینی یافته و نه هویتی. یعنی در جشنواره هایی که در رشته های مختلف هنری و با عنوان «فجر» برگزار می شوند دیگر کمتر نشانی از گرایش به معیارهای انقلابی دیده می شود.

فصل جشنواره های فجر با برگزاری سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر به پایان رسید. فصلی که از اوائل بهمن و با برگزاری جشنواره های موسیقی و تئاتر فجر آغاز شد، با جشنواره فیلم فجر به اوج رسید و با جشنواره های تجسمی و شعر فجر ادامه پیدا کرد و با فجر جهانی به پایان رسید. جشنواره هایی که با هر فراز و نشیب و کیفیتی که برگزار می شوند، اما نتیجه و تأثیرگذاری اصلی آن ها در مراسم اختتامیه اتفاق می افتد، چون در این مراسم، برگزیده ها مشخص می شوند و جوایز بین آن ها توزیع می گردد. اهمیت آئین پایانی و برندگان یک جشنواره به این دلیل است که هم خط مشی آن جشنواره را برملا می سازد و هم عامل محرکی برای میل و گرایش هنرمندان به تولید آثاری در جهت آثار برگزیده است. هم از این رو، بررسی و آسیب شناسی نحوه انتخاب برندگان و داوری آثار در رویدادهای فرهنگی، ارتباط مستقیمی با فضاسازی و جریان سازی در فرهنگ عمومی کشور دارد. به ویژه در جشنواره های فجر که مهم ترین رویدادهای فرهنگی در کشور به حساب می آیند و گزینش، داوری و تعیین برگزیدگان در آن ها نقشی حیاتی دارد.

مجموعه جشنواره های فجر چهار دهه است به عنوان بخشی از برنامه های بزرگداشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (دهه فجر) برگزار می شوند. جشنواره های فیلم و تئاتر فجر، قدیمی ترین ها هستند که سه سال پس از پیروزی انقلاب و در سال ۶۱ کار خود را شروع کردند. به طوری که این دو جشنواره بدون هیچ توقفی، سی و شش دوره پی در پی به مرحله اجرا رسیدند. سه سال بعد از این دو رویداد، عرصه موسیقی نیز صاحب یک جشنواره شد و در دهه های بعدی، جشنواره های شعر و تجسمی فجر نیز به این غافله پیوستند.

همان طور که بیان شد، همه این رویدادها، قسمتی از مجموعه برنامه های دهه فجر محسوب می شوند. پسوند «فجر» تأکیدی است بر این موضوع که این رویدادها به عنوان جشن های سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی شناخته می شوند. همه این جشنواره ها با هدف تجلی بخشیدن به سیاست های نظام جمهوری اسلامی در عرصه های هنری برگزار می شوند. به طور مثال، جشنواره فیلم فجر که معمولا هر سال از ۱۲ تا ۲۲ بهمن برگزار می شود، علاوه بر ایجاد نشاط و هیجان در سطح جامعه و به ویژه در بین سینمادوستان، موظف است که نموداری از سیاستگذاری های دولت در حوزه سینما باشد. همچنان که درباره جشنواره های تئاتر، موسیقی، تجسمی و شعر فجر نیز این حکم صادق است.

دوره های ابتدایی برگزاری این رویدادها نیز واجد چنین کارکردی بود. جشنواره فیلم فجر، همزمان با اوج دوران جنگ تحمیلی شروع شد و در آن دوران، اغلب فیلم ها به موضوعاتی چون انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و سایر مسائل مبتلابه جامعه می پرداختند. همچنان که جشنواره تئاتر فجر نیز چنین نگاهی داشت. جشنواره موسیقی فجر نیز اصلا در ابتدا با عنوان «جشنواره سراسری سرود و آهنگ‌های انقلابی» به وجود آمد، اما بعد از چهار دوره به فجر تغییر نام داد.

 اما از اواسط دهه ۷۰ رفته رفته ماهیت این جشنواره ها دگرگون شد. طوری که دیگر نمی توان آن ها را به عنوان رویدادی برای بزرگداشت دهه فجر دانست. پسوند «فجر» نیز فقط کارکرد تزیینی یافته و نه هویتی. یعنی در جشنواره هایی که در رشته های مختلف هنری و با عنوان «فجر» برگزار می شوند دیگر کمتر نشانی از گرایش به معیارهای انقلابی دیده می شود. این مسئله هم در متن این جشنواره ها حاکم است و هم در حاشیه آن ها جاری. به طور مثال، در هشتمین دوره جشنواره شعر فجر، رسما از یک شاعر هتاک به ارزش های مذهبی که در کارنامه خودش آثاری در وهن بزرگان انقلاب هم سروده بود، به عنوان مهمان ویژه دعوت به عمل آمد! 

این وضعیت در بخش برگزیدگان مجموعه جشنواره های فجر، بغرنج تر است. سال هاست که آئین پایانی این جشنواره ها، آغاز جنجال و حرف و حدیث های فراوان است. مسئولان جشنواره های فجر نیز نه تنها فکری برای حل این معضل نمی کنند بلکه با سیاستگذاری و برنامه ریزی های اشتباه خود، بر مشکلات و دعواها می افزایند. شاهد این ادعا همین است که شکواییه ها و اعتراضات، هر سال نسبت به قبل بیشتر می شود. ریشه چنین مسئله ای را باید در فقدان تعریف منسجم ، عدم تعیین راهبرد و نبود هویت دانست. جشنواره هایی که در چرایی برگزاری خود مانده اند و هر دوره، چگونگی اجرای آن ها پیچیده تر از قبل می شود. 

برگزیدگان جشنواره های فجر در طول سال های اخیر، مجموعه ای از بی عدالتی، خنثی زدگی و اتفاقات غافل گیر کننده و غیرکارشناسانه را به رخ کشیدند؛ در یک کلام، فرایند داوری و انتخاب برندگان در این رویدادها، غیرانقلابی بوده است. با این توضیح که «انقلابی بودن» در عرصه فرهنگ یعنی در نظر گرفتن توأمان تعهد و تخصص به اضافه شجاعت، نوآوری و خلاقیت در ایجاد پویایی در جهت حفظ و احیای ارزش های اصیل اسلامی وانسانی. ارزش هایی چون تحکیم نهاد خانواده، پالایش روحی و روانی انسان ها، گسترش عدالت اجتماعی و حمایت از حقوق مستضعفین و اقشار فرودست جامعه، دفاع از استقلال و تمامیت عرضی کشور، ولایتمداری و پیروی از ولایت فقیه، مقاومت در برابر استکبار جهانی و … 

اما آیا فرایند داوری و برگزیدگان آثار برتر در مجموعه جشنواره های فجر، بر مدار این شاخص ها اتفاق افتاده است؟ برای یافتن پاسخ، می توان به مرور آثار برگزیده پرداخت.

مهجوریت انقلاب در تقسیم غنایم جشنواره های فجر

اولین جشنواره ای که معمولا در تقویم جشنواره های فجر، به مرحله اجرا می رسد، جشنواره موسیقی فجر است.سی و سومین جشنواره موسیقی فجر که از ۲۰ تا ۳۰ دی سال ۹۶ برگزار شد، طی سال های اخیر، دچار افت اعتبار و کاهش تأثیرگذاری شده است. به زعم بسیاری از کارشناسان، این جشنواره دچار نوعی بازارمآبی شده است و شاخص های فرهنگی و ارزشی را کمتر مدنظر دارد. 

در این دوره از جشنواره موسیقی فجر، حتی از خواننده ای تقدیر شد که سابقه همکاری با یکی از شبکه های ماهواره ای معاند را نیز در کارنامه خود دارد. در مراسم اختتامیه سی و سومین جشنواره موسیقی فجر، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از فردی که نوروز سال ۹۶ در ویژه برنامه نوروزی یکی از شبکه های ماهواره ای بدنام در لندن به اجرای برنامه زنده پرداخته بود به عنوان پیشکسوت عرصه موسیقی نواحی با اهدای لوح تقدیر و هدایایی تقدیر و تشکر کرد. همچنان که در بین آثار حاضر در این جشنواره نیز آهنگ هایی با مضامین انقلابی بسیار اندک بود، در میان برگزیدگان نیز آثاری این چنین وجود نداشت. اما مشکل مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره موسیقی فجر فراتر از مسائل محتوایی بود. سی و سومین جشنواره موسیقی فجر در اعلام برگزیدگان، دچار مشکلات فنی هم بود. ازجمله اینکه در این مراسم، در بخش آهنگسازی موسیقی بی کلام ایرانی لوح تقدیر به احسان ذبیحی فر برای آلبوم «چهارگان» تقدیم شد. این در حالی است که نام این هنرمند در بین اسامی نامزدهای معرفی شده از سوی ستاد جشنواره وجود نداشت! در این جشنواره موسیقی که به مناسبت بزرگداشت پیروزی انقلاب برگزار شد، موسیقی های پاپ با محتوای خنثی و آهنگ های موسیقی کلاسیک غربی، بیش از سرودها ، ترانه ها و آواهای ملی و انقلابی جایزه گرفتند!

مهجوریت انقلاب در تقسیم غنایم جشنواره های فجر

جشنواره بعدی، تئاتر فجر بود. سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر به تبع فضای غالب بر هنرهای نمایشی، با حداقل توجه به شاخص های فرهنگی انقلاب برگزار شد. در این جشنواره، نمایش «و چند داستان دیگر» بیشترین جایزه را دریافت کرد. نمایشی که متن آن با محوریت خشونت شکل گرفته است. کارگردان این نمایش در گفت وگوهای خود اعلام کرده بود که به خشونت در زندگی روزمره انسان ها پرداخته است. «آبی مایل به صورتی» درباره تغییر جنسیت، «آکواریوم» درباره سرکوب آزادی توسط حاکمیت، «پیانوستولوژی» با داستانی درباره آغاز رنسانس در اروپا، «شلتر» با موضوع ظلم و تعدی به زنان و … نیز از دیگر نمایش هایی بودند که با محور قرار دادن چنین مضامینی جوایز جشنواره تئاتر فجر را دریافت کردند. موضوعاتی که بیش از جشنواره تئاتر فجر انقلاب، متناسب با جشنواره ای برای سند سازی درباره نقض حقوق بشر در ایران هستند. تنها نمایش «کوکوی کبوتران حرم» با قرار دادن یک موضوع مذهبی در پس زمینه اش، برنده یکی از جوایز این جشنواره شد.

متأسفانه حتی در میان برگزیدگان بخش بین الملل سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر هم نمی توان أثری را یافت که در جهت راهبردهای جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان باشد. به طوری که در این بخش، نمایش «پسران تاریخ» با نمایشنامه ای انگلیسی برنده بیشترین جوایز شد.

مهجوریت انقلاب در تقسیم غنایم جشنواره های فجر

اما مهم ترین جشنواره ای که سالانه در ایران برگزار می شود و بیشترین مخاطب و بازتاب را در سطح جامعه دارد، جشنواره فیلم فجر است. جشنواره ای که سی و ششمین دوره آن نیز همچون هر سال از ۱۲ تا ۲۲ بهمن برگزار شد. داوری جشنواره فیلم فجر در سال های اخیر شبهات بسیار زیادی را برانگیخت. در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر نیز این اتفاق تکرار شد. این بار، بسیاری بر ارتقای کیفی و تکنیکی فیلم های انقلابی صحه می گذاشتند. اما در عین ناباوری، فیلم های کم بنیه تر از آن ها بیشتر به چشم آمدن، به ویژه در بخش اعلام نامزدها. برای نمونه، سیمرغ بهترین فیلمنامه به «کامیون» اختصاص یافت، این درحالی است که بزرگ‌ ترین نقطه ضعف این فیلم، فیلمنامه آن است! حال چطور هیئت داوران جشنواره به چنین نتیجه ‌ای رسیدند، سؤال مهمی است. فیلم «لاتاری» هم به طور کامل نادیده گرفته شد و نام آن فقط در یک بخش از فهرست نامزدها به چشم آمد. جایزه بهترین جلوه‌ های بصری، به طور قطع و یقین حق فیلم «به وقت شام» بود؛ اما در کمال شگفتی این حق ادا نشد. بیشتر کارشناسان و هنرمندان بر این باور هستند که هادی حجازی ‌فر در «لاتاری» و جواد عزتی در «تنگه ابوقریب» بازی‌ های درخشانی داشتند؛ ولی این دو بازیگر نه تنها جایزه نگرفتند، بلکه حتی نامزد هم نشدند. از طرف دیگر، همه بازیگران اصلی فیلم «عرق سرد» نامزد شدند! پویانمایی «فیلشاه» که نشان ‌دهنده پیشرفت صنعت انیمیشن در ایران است و همچنین مستند «زنانی با گشواره های باروتی» با موضوع مقاومت و با ساختاری درخشان که در شرایطی بسیار سخت و خطرناک ساخته شده بود هیچ جایی در بین نامزدها و برگزیدگان نداشتند.

فیلم‌ «عرق سرد» که در بسیاری از بخش ها نامزد شده بود، با ضعف ساختاری، از نظر محتوایی نیز با اهداف جشنواره فیلم فجر در تضاد بود. این فیلم براساس یک ماجرای واقعی ساخته شده است. یکی از مجری ‌های صداوسیما که همسر سابقش از بازیکنان تیم ملی فوتسال بانوان بود، با سفر وی به خارج از کشور مخالفت کرد؛ اما دستگاه‌های حاکمیتی کشور از این ورزشکار زن حمایت کردند و او توانست بدون هیچ مشکلی از کشور خارج شود و در مسابقات بین‌المللی شرکت کند؛ ولی در «عرق سرد» واقعیت، علیه نظام جمهوری اسلامی وارونه جلوه داده شده و در این فیلم می ‌بینیم که حاکمیت، علیه این ورزشکار زن عمل می ‌کند! همچنین فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» که در بخش های متعددی نامزد شده بود و چند سیمرغ را هم دریافت کرد، فیلمی پر از خشونت و فاقد عمق و معنایی مفید بود. داستان این فیلم مبنی بر تسلسل جرم و جنایت از نسلی به نسل دیگر و اینکه شخصیت محوری فیلم، در پایان تبدیل به فردی تبه کار تر از گذشته می شود، القاگر نوعی پوچی و یأس است. 

مهجوریت انقلاب در تقسیم غنایم جشنواره های فجر

جشنواره هنرهای تجسمی را می توان بی هویت ترین رویداد در میان مجموعه جشنواره های فجر دانست. جشنواره ای که هیچ جهت گیری، معیار و شاخصی در محتوا و فکر حاکم بر آثار خود نداشت. چیزی که در سخنان جمشید حقیقت ‌شناس، دبیر هنری دهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر نیز آشکار بود. وی در نشست خبری این جشنواره گفته بود: «در این چند ساله سعی کرده‌ ایم رویکرد زیباشناسانه و هنرمندانه به مفهوم ذات هنر داشته باشیم تا رویکرد ارزشی.» به همین دلیل هم جشنواره تجسمی فجر حداقل تأثیرگذاری و جریان سازی را در حوزه خود دارد. 

مهجوریت انقلاب در تقسیم غنایم جشنواره های فجر

دوازدهمین جشنواره شعر فجر نیز وضعیت بهتری نسبت به همتای تجسمی خودش نداشت. در این جشنواره نیز هیچ أثری که بتوان آن را متعلق به ادبیات انقلاب دانست برنده نشد. درمیان برگزیدگان، اغلب اسامی ناشرانی به چشم می خورد که پیشینه چندان مثبتی ندارند و عموما به نشر آثار مبتذل فرهنگی و سیاسی شهره هستند.

مشکل اساسی جشنواره های فجر این است که فاقد اساسنامه مشخصی هستند. به همین دلیل هم برگزیدگان این جشنواره ها ویژگی های مشترکی دارند: معلوم نیست که هنرمندان و آثار هنری بر چه اساس و ملاک هایی برنده می شوند، مراسم اختتامیه آن ها هر سال با اعتراضات گسترده ای مواجه می شود و هر سال نیز تغییرات چشم گیری در نحوه انتخاب آثار یا بخش های مختلف این جشنواره ها دیده می شود. این درحالی است که یکی از رموز تأثیرگذاری و برجسته شدن جشنواره های مهم هنری دنیا، برخورداری از یک سند راهبردی و اساسنامه مدون و معین هستند.

همچنین در اغلب این جشنواره ها، داوران افرادی فاقد تخصص و تعهد به نظر می رسند. به همین دلیل هم صدور احکام و رأی های غیرکارشناسانه و توأم با حب و بغض های شخصی، لابی گری و باندبازی و … در انتخاب برندگان این جشنواره ها اتفاق می افتد. تقویت هیأت داوران جشنواره های فجر نیز راهکار دیگری است که این جشنواره ها را به نتایج مطلوب تری نزدیک خواهد کرد.

  • ۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست

حضور هیات تجاری جمهوری چک در صبح قزوین

حضور هیات تجاری جمهوری چک در صبح قزوین

فعالان بخش خصوصی جمهوری چک به سرپرستی نایب رئیس اتاق بازرگانی این کشور صبح امروز مهمان فعالان بخش خصوصی در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران بودند.

عکس: بهاره تقی‌آبادی

۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

شناسه : ۱۳۱۹۴

  • ۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست

پای توافق مکمل در میان است!‌

تأملی بر دیدار برجامی ترامپ و مکرون در واشنگتن

لازم است دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان با همراهی چین و روسیه،‌ هر گونه توافق مکمل برجام، که اتفاقا در تعارض با سند توافق هسته ای می باشد را محکوم کرده و نسبت به آن به لحاظ حقوقی و سیاسی اعلام برائت کند

پای توافق مکمل در میان است!‌

سرانجام  دونالد ترامپ و امانوئل مکرون در واشنگتن و ‌در سایه تبلیغات سنگین و گسترده رسانه های غربی صورت گرفت. اکثر رسانه های غربی این گونه القا کرده اند که دیدار مکرون و ترامپ، ‌اقدامی شجاعانه از سوی رئیس جمهور فرانسه برای نجات برجام می باشد! ‌این در حالیست که با بررسی شواهد و مستندات موجود می توان دریافت که هدف از این دیدار مشترک،‌ آخرین هماهنگی ها برای اعمال نظرهای غیر معقول و غیر منطقی رئیس جمهور آمریکا در تقابل با برجام و اعمال این نظرات در توافقی جداگانه بوده است. به عبارت بهتر، دیدار روسای جمهور آمریکا و فرانسه نه در راستای نجات توافق هسته ای، بلکه در راستای دفرمه کردن برجام و تبدیل آن به توافقی دیگر صورت گرفته است. در این خصوص نکاتی وجود دارد که نمی توان به سادگی از کنار آنها گذشت:

نخست این که ترامپ و مکرون از سال قبل تا کنون مشغول رایزنی با یکدیگر بر سر تغییر توافق هسته ای با ایران و تبدیل آن به توافقی مدنظر ایالات متحده آمریکا هستند. به عبارت بهتر، مکرون مدتهاست با تغییر توافق هسته ای موافقت کرده و در مقابل، اقدامی در راستای جلوگیری از خواسته های نا معقول و وقیحانه رئیس جمهور آمریکا در قبال برجام صورت نداده است.

 رئیس جمهور فرانسه، به جای حرکت در ذیل استراتژی مهار آمریکا، به تاکتیک معامله با کاخ سفید بر سر برجام روی آورده است. نباید فراموش کرد که مکرون نخستین رئیس جمهور اروپایی بود که موضوع تحدید توان موشکی ایران و لزوم بحث دوباره در خصوص بندهای موسوم به غروب آفتاب در برجام را مطرح کرد. در ماه آگوست سال ۲۰۱۷ میلادی، مکرون مواضع خود را در تقابل با وضعیت فعلی توافق هسته ای علنی کرد. او از یک سو نسبت به حفظ برجام تاکید می کرد، اما هیچ گاه اشاره نکرد که منظور واقعی وی از “حفظ برجام” چیست!‌ آنچه مکرون و همتایان اروپایی وی دنبال می کنند، معامله سیاسی بر سر پرونده ای حقوقی به نام توافق هسته ای با ایران است. “تغییر برجام” به بهانه “حفظ برجام” موضوع دیگری است که طی یکسال اخیر بارها مورد توجه مقامات اروپایی قرار گرفته است.
بنابراین، “حفظ برجام به صورت موجود” از ابتدا نیز در دستور کار مقامات آمریکایی و فرانسوی قرار نداشته است. این که مکرون در جمع نمایندگان هر دو شاخه کنگره آمریکا (سنا و
مجبس نمایندگان) گفت کشورش از «برنامه جامع اقدامات مشترک» (برجام)
خارج نمی‌شود، به معنای حفظ برجام به صورت موجود از سوی فرانسه نیست، چرا که وی سریعا درادامه حرفش گفت: فرانسه خواستار توافقی جامع‌تر درباره ایران است.

 در همین جهت “هلن دی گال”، سفیر فرانسه در فلسطین اشغالی، در مصاحبه‌ای اعلام کرده است که کشورهای اروپایی فاصله چندانی با رسیدن به توافق با آمریکایی‌ها در خصوص آنچه توافق «جانبی» یا «مکمل» برجام خوانده می‌شود، ندارند. دی گال در این خصوص تاکید کرده است:
«اختلافات اندک هستند. درباره مسائل محل اختلاف رایزنی کردیم و مصالحه‌هایی انجام شد. تصمیم نهایی درباره پذیرش یا عدم پذیرش این سند به عهده ترامپ خواهد بود.  هنوز با دولت آمریکا برای بهبود توافق هسته‌ای تلاش می‌کنیم و انتظار من این است که تا لحظه آخر با جدیت زیاد در این خصوص تلاش کنیم. خوش‌بین هستیم، چون تمامی مواردی که آمریکایی‌ها مطرح کردند را در نظر گرفتیم. ولی نمی‌دانم اینها برای اینکه ترامپ بگوید که این توافقات مورد پذیرش او هستند و از توافق خارج نمی‌شود کفایت می‌کنند یا خیر.»

نکته دوم این که مذاکرات مقامات آمریکایی و اروپایی طی هفته های اخیر در سطح کارشناسان وزارت امور خارجه این کشورها ادامه داشته است. با این حال هنوز رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و مشاور امنیت ملی وی یعنی جان بولتون تصمیم نهایی خود را در خصوص برجام و نحوه مواجهه با توافق صورت گرفته، اعلام نکرده اند، اما رسانه های غربی تقریبا هم نظر هستند که پیش نویس توافقنامه مکمل یا همان توافق ثانویه در خصوص برجام، ‌مورد توافق دیپلمات های آمریکایی و اروپایی قرار گرفته است. این مذاکرات بر سر سه موضوع اعمال بازرسی از اماکن نظامی ایران، تجدید نظر در بندهای موسوم به غروب آفتاب و تحدید توان موشکی ایران همگام با برجام صورت گرفته است.

سومین نکته این که مذاکرات واشنگتن و تروییکای اروپایی با یکدیگر بر سر اصلاح توافق هسته ای، با واکنش دو کشور چین و روسیه مواجه شده است. در این میان صریح ترین واکنش را مسکو نشان داده است. نماینده روسیه در سازمان ملل متحد اعلام کرد از آن‌جایی که مذاکرات مربوط به آینده توافق هسته‌ای با ایران (برجام) فقط بین آمریکا،‌ بریتانیا، فرانسه و آلمان انجام شده است،‌ اگر هم تصمیمی در مورد آن گرفته شود،‌ مسکو حق ملزم نبودن به اجرای چنین تصمیمی را برای خود محفوظ می‌داند.
مقامات چینی نیز عنوان کرده اند که در هر شرایطی نسبت به توافق هسته ای با ایران پایبند خواهند ماند. با این حال سوال اصلی اینجاست که توافق احتمالی صورت گرفته میان واشنگتن و تروییکای اروپایی (توافق اعضای ۱+۳) در این معادله چه نقش و جایگاهی خواهد داشت؟ آنچه مسلم است این که توافق صورت گرفته میان آمریکا و اروپا از اعتبار و اصالتی برای ایران، ‌روسیه و چین برخوردار نبوده و نیست، زیرا این توافق، با هدف تغییر برجام (توافقنامه ای که در سال ۲۰۱۵ میلادی به امضای اعضای ۱+۵ وتایید شورای امنیت رسید) صورت گرفته است. تمامی مواردی که در توافق مکمل یا ثانویه برجام و از سوی کشورهای غربی مدنظر قرار داده شده است، در تعارض با ماهیت و اهداف برجام بوده و از این رو، نمی توان اعتبار و اصالتی برای آن قائل بود.
توافق جدید در خصوص هر سه حوزه مذکور (بندهای غروب آفتاب، توان موشکی ایران و بازرسی از اماکن نظامی) در تعارض با سند اولیه و جامع توافق هسته ای بوده و از آنجا که ایران، روسیه و چین نیز در این مذاکرات شرکت نکرده و رسمیتی نیز برای آن قائل نشده اند، قابل اجرا نخواهد بود. این در حالیست که رسانه های غربی به تاسی از سیاستمداران خود و در هماهنگی کامل با مقامات آمریکایی و اروپایی سعی دارند امضای احتمالی توافق مکمل یا ثانویه میان واشنگتن و تروییکای اروپایی را موضوعی طبیعی، عادی و حقوقی جلوه دهند! ‌بنابراین، ‌در کنار بازی سیاسی مشترک سیاستمداران آمریکا و سه کشور اروپایی (فرانسه،‌انگلیس و آلمان) باید مراقب بازی های تبلیغاتی و رسانه ای طرف غربی در این معادله بود.
لازم است دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان با همراهی چین و روسیه،‌ هر گونه توافق مکمل برجام، که اتفاقا در تعارض با سند توافق هسته ای می باشد را محکوم کرده و نسبت به آن به لحاظ حقوقی و سیاسی اعلام برائت کنند. بدیهی است که در این برهه زمانی، تروییکای اروپایی سعی دارند ژست “طرف های فداکار” را در این خصوص گرفته و معامله خود با ایالات متحده آمریکا را در ذیل الفاظی مانند “نجات توافق هسته ای” کتمان کنند. در اینجا لازم است تروییکای اروپایی و نمایندگان آنها صراحتا از سوی کشورمان مورد خطاب قرار گرفته و اقدامات یک ساله آنها در معامله هسته ای با ترامپ و عدول آنها از وظیفه اصلی خود، یعنی مهار برجامی آمریکا محکوم شود./

  • ۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست

بدهی یک هزار و ۲۰۰ میلیاردی بیمه‌های تجاری به وزارت بهداشت

رسول خضری، نماینده مجلس در واکنش به انتشار خبری مبنی بر اینکه بیمه‌های تجاری هزینه درمان مصدومان حوادث ترافیکی را پرداخت نمی‌کنند گفت: بیمه‌های تجاری بر اساس مصوبه‌ای که سال ۱۳۸۴ ایجاد شد، ملزم شده‌اند که ۱۰ درصد حق بیمه شخص ثالث و مازاد را در یک حساب مشخص تحت عنوان درآمدهای اختصاصی وزارت بهداشت نزد خزانه داری کل واریز کنند.

نماینده مردم سردشت و پیرانشهردرمجلس شورای اسلامی، ادامه داد: متاسفانه در سال ۹۶ هیچ مبلغی در جهت اجرای این مصوبه پرداخت نشده است، کما اینکه وزارت بهداشت حدود ۱۲۰۰ میلیارد تومان در این مورد از بیمه‌های تجاری طلبکار است، و این در حالی است که در آن قانون تصریح شده وزارت بهداشت بدون هیچ قید و شرطی بلافاصله باید به ارائه خدمات درمانی، بستری و جراحی به مصدومان ترافیکی بپردازد.

روزانه ۴۳ نفر در حوادث ترافیکی کشته می‌شوند

وی در ارائه آمار کشته‌ شدگان و مصدومان حوادث ترافیکی خاطرنشان کرد: هر سال حدود ۱۶ هزار تصادفی و ۳۳۳هزار نفر ناشی از حوادث ترافیکی معلول و مصدوم داریم و هر روز بین ۴۲ تا ۴۳ نفر در اثر حوادث ترافیکی کشته شده و بیش از ۹۱۰ نفر مصدوم می‌شوند که ۷۳ درصد این آمار مربوط به جاده‌های بین شهری و ۲۷ درصد نیز داخل شهر است.

خضری یادآورشد: این مشکل باعث شده وزارت بهداشت با مشکلات عدیده‌ای مواجه شود تا جاییکه قرار بود بخشنامه‌ای صادر کند که تنها هر خودرویی که بیمه دارد را بپذیرند که خوشبختانه بعد از آن اعلام شد هیچ بخشنامه‌ای با این عنوان صادر نمی‌شود و وزارت بهداشت همچون سابق به وظایف ذاتی خود عمل می‌کند.

بیمه مرکزی اراده‌ای برای حمایت از وزارت بهداشت ندارد

وی با اشاره به میزان بدهی بیمه‌ها تصریح کرد: هم‌اکنون بیمه ایران که ۳۲ درصد بازار بیمه خودرو را در اختیار دارد ۸۰۰ میلیارد تومان و بیمه‌های دانا و رازی و سایر بیمه‌ها نیز ۴۰۰ میلیارد تومان بدهی دارند و این در حالی است که بیمه مرکزی به عنوان ناظر و متولی اصلی هیچ اراده‌ای برای احقاق حقوق وزارت بهداشت ندارد.

خضری با یادآوری نحوه اجرای نمونه‌های مشابه این مصوبه مجلس در سایر کشورها اظهار کرد: تایلند از جمله کشورهایی است که همچون ایران قانونی برای دریافت هزینه مصدومان ترافیکی دارد، اما اگر نقدینگی بیمه‌ها کم باشد از مالیات‌های عمومی به جای اینکه در دیگر بخش‌ها هزینه کند به این حوزه تخصیص می‌دهد.

پرداخت ۱۰ درصد حق مصدومان ترافیکی تبدیل به قانون دائمی شده است

وی بیان کرد: جای تاسف دارد که بیمه‌های تجاری از قانون تمکین نمی‌کنند چرا که اگر به قانون احترام بگذارند همان زمان که بیمه‌گذار خودروی خود را بیمه می‌کند ۱۰ درصد حق مصدومان ترافیکی را پرداخت می‌کنند، کما اینکه در ماده ۹۲ قانون برنامه چهارم توسعه و ماده ۳۷ قانون برنامه پنجم و ماده ۳۰ الحاق قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور بدان تاکید شده که بیانگر تبدیل این مصوبه به قانون دائمی است.

۲۸۳میلیارد بدهی سایپا و ایران خودرو به بیمه‌های تجاری

این نماینده مردم در مجلس دهم، با بیان اینکه بیمه‌های تجاری در بیان علل عدم پرداخت سهم ۱۰ درصدی حوادث ترافیکی به وزارت بهداشت مسائلی را مطرح می‌کنند، تاکید کرد: بیمه‌های تجاری برای عدم اجرای این مصوبه مشکلاتی را مطرح می‌کنند مبنی بر اینکه سایپا ۲۳۳ میلیارد، ایران خودرو ۵۰میلیارد به این بیمه‌ها بدهکار بوده و از پرداخت آن امتناع می‌ورزند و این در حالی است که فعالیت‌های وزارت بهداشت تجاری نیست و باید خدمات خود را به موقع ارائه دهد و زمان طلایی را رعایت کند، بنابراین در این مورد بیمه‌های تجاری صددرصد مقصر هستند.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، عنوان کرد: کمیسیون اصل ۹۰ مجلس باید همان طور که قبل از عید نیز جلسه مشترکی تشکیل داد مجدد جلسه‌ای تشکیل داده و مسئولان وزارت بهداشت، اعضای کمیسیون بهداشت و نمایندگانی از سازمان‌های بیمه تجاری را دعوت کرده و آنها را ملزم کند و چنانچه بیمه‌های تجاری تمکین نکردند مجلس و دولت از ابزارهای قانونی خود استفاده کنند.

  • ۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نیوز

ادامه‌ی پست